پژوهشهای مختلف درباره ایل بختیاری نشان میدهد که خاستگاه این ایل، در کشور ایران بوده است. نتایج تحقیق و پژوهش درباره خاستگاه ایل بختیاری از طریق تحقیق روی زبان، لهجه، لباس و آداب و رسوم این ایل مشخص شده است. ایرج افشار در پژوهشهای خود درباره ایل بختیاری، لباس زنان این قوم را شبیه لباس ساسانیان و زبان و گویش قوم بختیاری را نزدیک به زبان پهلوی معرفی کرده است.
ایرج افشار قوم بختیاری را از تیره پارسهایی معرفی میکند که در قرن ۶ و هفت قبل از میلاد با ایلامیهای ساکن در منطقه بختیاری درآمیختند و یک نژاد جدید را به وجود آوردهاند. بارون دوبد، منشی سفارت روس در ایران، بختیاریها را ایرانیالاصل دانسته و آنها را از قوم لر معرفی میکند. گارثویت یکی دیگر از تاریخنویسانی است که بختیاریها را بهدلیل تشابه لباس به ساسانیان و تشابه زبان بختیاری به زبان پهلوی، ایرانی الاصل معرفی کرده است.
در کنار نظریاتی که قوم بختیاری را دارای خاستگاهی ایرانی معرفی میکند، برخی دیگر از نظریهپردازان هستند که این قوم را دارای ریشه غیرایرانی دانستهاند و تبار آنها را به ترکهایی میرسانند که در حدود ۳۰۰۰ سال پیش از میلاد وارد ایران شدهاند. هیچ سند و نشانهای درباره این نظریه در فرهنگ و آداب و رسوم قوم بختیاری مشاهده نشده است؛ بنابراین بسیاری از پژوهشگران این نظریه را فاقد ارزش و اهمیت معرفی کردهاند.
تاریخچه ایل بختیاری
قلمرو ایل بختیاری بین استانهای اصفهان و خوزستان قرار گرفته است. این سرزمین از سمت شمال به لرستان، از سمت شرق به اصفهان و چهارمحال، از سمت جنوب به کهگیلویه و بویراحمد و از سمت غرب به خوزستان محدود میشود. کوههای زاگرس از شمال غرب به جنوب شرق کشیده شدهاند و سرزمین بختیاری را به یک بخش کوهستانی ییلاقی و یک بخش جلگهای قشلاقی تقسیم میکنند.
سرزمین بختیاری از هزاران سال پیش، محل سکونت افراد گوناگون بوده است. شواهد نشان میدهد این سرزمین منابع طبیعی بسیاری داشته و از سالها پیش مسکونی بوده است. وجود آب، جنگل و مرتع، بارندگی مناسب، سبب شده بود که این سرزمین برای کشاورزی مستعد باشد. وجود امکانات مناسب در ارتفاعات زاگرس، محیطی مناسب را برای رویش گیاهان متنوع فراهم کرده است.
دادههای باستانشناسی مشخص میکند که قدمت سکونت انسان در این منطقه به ۴۰ هزار سال پیش میرسد. بازماندههای دوره پارینهسنگی، میانهسنگی و نوسنگی در این منطقه دیده میشوند. سرزمین بختیاری از اولین سرزمینهایی است که سابقه کشت کشاورزی در آن مشاهده شده است. غاری در تنگ پبده بختیاری وجود دارد و از کشفیات داخل این غار، ابزاری به دست آمده که نشاندهنده قدمت زندگی انسان در این منطقه است.
در هزاره پنجم پیش از میلاد، در دوره مس، قوم عیلام در منطقهای که از آن نام میبریم، ظهور کرد. این قوم در حدود ۴۰۰۰ سال پیش از میلاد مسیح، در قلمرویی که امروز تحت عنوان سرزمین بختیاری شناخته میشود، حکومت میکردند. مردم عیلام حکومت خود را آنزانی میدانستند و به همان زبان سخن میگفتند. از حکومت عیلام، چندین کتیبه به خط میخی در شهر ایذه بر جای مانده است. بهدلیل آثار بهجای مانده در این شهر، باستانشناسان این منطقه را سرزمین سنگنگارهها نامگذاری کردهاند.
۲۰۰۰ سال پیش از میلاد مسیح، کاسیان در قسمت سرچشمههای کارون و در بخشی از قلمرو بختیاری حکومت میکردند. در حدود ۷۰۰ سال پیش از میلاد مسیح، آریاییها در این منطقه، دولتی جدید با نام پارسیان تشکیل دادند. پارسیان در کوههای بختیاری و در منطقه شرق شوشتر بین دو سوی ساحل کارون، زندگی میکردند. عیلام در این زمان، قدرت سابق را نداشت تا جلوی حضور قوم آریا را در منطقه بختیاری بگیرد. ازاینرو، دولت هخامنشی شهر انشان را گرفت و در ابتدای کار، این شهر را پایتخت حکومت خود قرار داد.
با ورود آریاییها به منطقه، آنها قوم غالب شدند و فرهنگ خود را در این منطقه رواج دادند. تحقیق در گویش قوم بختیاری نشان میدهد که این گویش، ادامه دهنده زبانهای باستانی ایران است. بعد از هخامنشیها، با روی کار آمدن حکومت اشکانی، منطقه بختیاری به الیمائید شهرت یافت. بعد از اشکانیان، حکومت ساسانیان روی کار آمد و دوباره نام سرزمین قوم بختیاری، در این دوره، به پارس تغییر یافت. بعد از ورود اسلام به ایران، مردم زاگرسنشین توسط مسلمانان، کرد خوانده شدند. بعد از حدود سه قرن از ورود اسلام به ایران، منطقه بختیاری به نام لر بزرگ شهرت یافت و از عصر صفویه به بعد، این سرزمین به بختیاری تغییر نام داد.
ایل بختیاری، بیشترین شهرت تاریخی را در عصر قاجار و پهلوی داشت. در دوره قاجاریه حسینقلی خان ایلخانی تمامی سرزمین بختیاری را اداره میکرد و از قدرت بسیار زیادی برخوردار بود. قدرت او بهاندازهای بود که حکومت مرکزی قاجاریه میترسید که مبادا به پایتخت حمله کند و ایران را به تصرف خود درآورد. حسینقلی خان با دولت انگلستان روابط تجاری برقرار کرد و از این طریق سود بسیاری کسب کرد و به یکی از ثروتمندترین رجال سیاسی تبدیل شد. در خاطرات ظل السلطان و نامههای او به ناصرالدین شاه میتوان این ترس را به وضوح دید. سرانجام ظلالسلطان، حسینقلی خان بختیاری را به اصفهان دعوت کرد و در یک مهمانی او را با قهوه قجری مسموم کرد و کشت.

بعد از حسینقلی خان، فرزندان او قدرت گرفتند. علیقلی خان، سردار اسعد بختیاری یکی از مهمترین چهرههای بختیاری است که در دوره محمد شاه به تهران حمله کرد و با کمک محمدولی خان خلعتبری و ستارخان و باقرخان، تهران را فتح کرد و به استبداد صغیر پایان داد.

از دیگر چهرههای بختیاری در دوره معاصر میتوان به بی بی مریم بختیاری و فرزند او علیمردان خان بختیاری اشاره کرد که هر یک در تاریخ بختیاری دارای نقش سیاسی جداگانهای هستند.
